نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره

جیگرمادوتا

دخمل نازم سسسسسلللللللااااامممممم!!!!

سلام دخمل خوشگلم!!! عسل مامان بالاخره خودتو نشون دادی!!!! دیروز با بابایی رفتیم سونوگرافی!!وقتی صدای قلب مهربونتو شنیدیم بال درآوردیم،هم من هم بابایی!! بابایی به اندازه کل صورتش خندید!!!اینجورییی!!! اما خبر دومم اینه که: جیگر مامان دخمله!!! دوست دارم دخمل نازم!!! نازنین زهرا!!!عشق مامان وبابایی!!!   ...
2 مرداد 1391

دیروز دوباره عسلمو دیدم!!!

سلام عشق مامان! خوبی؟ دیروز دوباره دیدمت،فدای اون قلب خوشگلت برم که تند وتند تکون میخورد،اندازه ات سن 33هفته وپنج روزو نشون میداد!قربونت بشم 4هفته دیگه ایشا..میای پیشمون! صورتتو که دیدم دهنتو باز وبسته میکردی!الهی دورت بگردم چی میخواستی به مامانی بگی؟ دستاتم مشت کرده بودی جلو صورتت!کف پاتو آورده بودی بالا !وزنتم حدودا 1900بود!مامانی زودی تپل شو بیا تو بغلم!باشه؟!مواظب خودت باش!!!
25 تير 1391

دیروز دوباره عسلمو دیدم!!!

سلام عشق مامان! خوبی؟ دیروز دوباره دیدمت،فدای اون قلب خوشگلت برم که تند وتند تکون میخورد،اندازه ات سن 33هفته وپنج روزو نشون میداد!قربونت بشم 4هفته دیگه ایشا..میای پیشمون! صورتتو که دیدم دهنتو باز وبسته میکردی!الهی دورت بگردم چی میخواستی به مامانی بگی؟ دستاتم مشت کرده بودی جلو صورتت!کف پاتو آورده بودی بالا !وزنتم حدودا 1900بود!مامانی زودی تپل شو بیا تو بغلم!باشه؟!مواظب خودت باش!!!
25 تير 1391

مامان بزرگ عزیز مامانی!

سلام عشق مامان!خوبی!؟ این روزا بزنم به تخته خیلی شیطون شدی!فدات شم تکونات بزرگ تر شده الهی زودتر بزرگ شی وبیای تو بغلم! مامان قشنگم! مامانی یه مامان بزرگ خیلی مهربون داشت که شنبه هفته پیش رفت پیش خدا! مامانی خیلی ناراحت شد ولی به خاطر اینکه شما اذیت نشی خیلی گریه نکردم!مامان جونم!مامان بزرگ خیلی مهربون بود.وقتی فهمید شما دخمل خانومی خیلی خوشحال شد! عزیزکم برای مامان بزرگ دعا کن جاش خوب باشه!  
17 تير 1391

مامان بزرگ عزیز مامانی!

سلام عشق مامان!خوبی!؟ این روزا بزنم به تخته خیلی شیطون شدی!فدات شم تکونات بزرگ تر شده الهی زودتر بزرگ شی وبیای تو بغلم! مامان قشنگم! مامانی یه مامان بزرگ خیلی مهربون داشت که شنبه هفته پیش رفت پیش خدا! مامانی خیلی ناراحت شد ولی به خاطر اینکه شما اذیت نشی خیلی گریه نکردم!مامان جونم!مامان بزرگ خیلی مهربون بود.وقتی فهمید شما دخمل خانومی خیلی خوشحال شد! عزیزکم برای مامان بزرگ دعا کن جاش خوب باشه!
17 تير 1391

سلام مامانی!!!

خوشگل مامان سلام! این روزا همیشه به بلاگت سر میزنم ولی مطلب نمیذارم ببخشید مامان! عزیز دلم هفته پیش رفتیم فشم اینقذه خوش گذشت!با مهساخاله وعمو مرتضی!ایشا.. اومدی میبینیشون! گلم امتحانای بابایی کم کم داره شروع میشه! دیروز با عمه مریم رفتیم دکتر!الهی دورت بگردم عمه هم صدای قلب مهربونت رو شنید! منشی خانم دکتر وقتی فشارم روگرفت اینقذه منو ترسوند که گفتم حتما فشارم 15 16اه!ولی 12 روی7بود! خلاصه مامانی وقتی خانم دکتر میخواست صدای قلب شما رو بشنوه اینقذه شیطون بودی که نگو!همش وول میخوردی عسلم! مامانی خیلی دوست دارم! عشق مامان مواظب خودت باش! دارم روزا رو میشمارم تا بیای تو بغلم! چند بار تو خواب دیدمت!موهات مثه بابایی بود چشات مث...
28 خرداد 1391

سلام مامانی!!!

خوشگل مامان سلام! این روزا همیشه به بلاگت سر میزنم ولی مطلب نمیذارم ببخشید مامان! عزیز دلم هفته پیش رفتیم فشم اینقذه خوش گذشت!با مهساخاله وعمو مرتضی!ایشا.. اومدی میبینیشون! گلم امتحانای بابایی کم کم داره شروع میشه! دیروز با عمه مریم رفتیم دکتر!الهی دورت بگردم عمه هم صدای قلب مهربونت رو شنید! منشی خانم دکتر وقتی فشارم روگرفت اینقذه منو ترسوند که گفتم حتما فشارم 15 16اه!ولی 12 روی7بود! خلاصه مامانی وقتی خانم دکتر میخواست صدای قلب شما رو بشنوه اینقذه شیطون بودی که نگو!همش وول میخوردی عسلم! مامانی خیلی دوست دارم! عشق مامان مواظب خودت باش! دارم روزا رو میشمارم تا بیای تو بغلم! چند بار تو خواب دیدمت!موهات مثه بابایی ب...
28 خرداد 1391